اللهم انت السّلام و منک السّلام و لک السّلام و الیک یعود السّلام سلاااااااااام ******* 
آن که می خواست ملاصدرا باشد
 
«روحی فداک. خدا را شکر می کنم که در زندگی محتاج نیستم، روزی کفاف دارم، به سلامتی و بهداشت خودم و فرزندانم می رسم، وظایف دینی خود را به لطف خدا انجام می دهم، به کار تحصیل و تربیت فرزندانم رسیدگی می کنم، من بر کار مسلطم نه کار بر من،  علی الظاهر در جریان زندگی مظالمی به گردنم نمی آید،  نانی که می خورم نان کار و زحمت است، آبرو و احترامم محفوظ است.»
این،  شرحی است که استاد فلسفه دانشگاه، مدرس فقه و فلسفة حوزه علمیه و نویسنده کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» برای پدرش محمدحسین مطهری،  امام جماعت مسجد فریمان نوشته بود.
مرتضی مطهری خودش هم در همین فریمان به دنیا آمده بود؛  شهری در 75 کیلومتری مشهد. پدرش روحانی وارسته ای بود که با وجود جایگاه اجتماعی برجسته در میان مردم و نیز علمای خراسان، با کشاورزی زندگی اش را می گذراند. وقتی مرتضی در 13 بهمن 1298 به دنیا آمد، چهار برادر و یک خواهر بزرگتر از خودش داشت و چون خانواده اش همگی اهل علم و خواهر و برادرهایش همگی درس خوانده  بودند، او هم خیلی زود به مکتب ده رفت و درس هایی را هم از پدر گرفت. در دوازده سالگی به مشهد و حوزه دینی آن شهر رفت و در سال هایی که تحت فشار حکومت رضاخان، بسیاری از طلبه ها و روحانیان مجبور به تغییر لباس بودند، او درس طلبگی را شروع کرد. درس را با شور و شوق می خواند و وقتی دید حوزه علمیه مشهد دچار رکود و سستی شده، در 1316 به قم رفت. حوزه علمیه قم را بنیانگذارش، شیخ عبدالکریم حائری یزدی، جوری با سیاست حفظ کرده بود که بر خلاف بقیه مراکز علوم دینی، گسترش هم یافته بود. این بود که طلبه های جوان و استادان نامی از سراسر کشور به آنجا می آمدند. از جمله مرتضی مطهری، حسینعلی منتظری و سیدمصطفی خمینی، سه نام معروف که در سال های بعد، با هم هم حجره شدند. (خانواده امام خمینی ساکن قم بودند، ولی سیدمصطفی بیشتر در مدرسه می ماند.) 
مرتضی مطهری پیش استادان مختلفی درس خواند، اما چهار استاد بر او تاثیر بیشتری گذاشتند. آیت الله بروجردی، مرجع تقلید مقتدر آن سال ها که فقه و اصول را درس می داد و امام خمینی که آن روز ها در حوزه به «حاج آقا روح الله» معروف و مورد علاقه طلبه های جوان بود. مطهری حاج آقا روح الله را خیلی دوست داشت و او را مثل پدر خودش می دانست. علاقه به فلسفه را از این استاد داشت و در دورانی که اشتغال به فلسفه در محافل دینی باعث شک و تحقیر بود، او پیش امام خمینی «اسفار اربعه» ملاصدرا را می خواند. همین علاقه به فلسفه او را پای درس علامه طباطبایی هم کشاند. او پیش این عارف وارسته، فلسفه بوعلی و فلسفه معاصر را آموخت. یک بار هم که به سفارش دوستی به اصفهان رفت تا در کلاس میرزاعلی شیرازی شرکت کند، چنان شیفته او شد که دیگر تا آخر عمر آن بزرگمرد هر آخر هفته به اصفهان می رفت تا از او درس اخلاق و عرفان بگیرد.

اللهم عجل لولیک الفرج ماندگار باشید یا حق
پنج شنبه بیست و چهارم 11 1387
X